السيد موسى الشبيري الزنجاني
2345
كتاب النكاح ( فارسى )
صاحب ذخيره همه اين گونه فهميدهاند و انسان هم كه با روايت برخورد مىكند ، اگر كلام صاحب ذخيره را نديده باشد ، بالفطره از اين روايت نفى حرمت ابد مىفهمد . حال چرا اين معنا به ذهن انسان مىرسد ؟ شايد وجهش اين باشد كه بر طبق تفسير محقق سبزوارى ، معناى حديث چنين مىشود كه « نكاحى كه شخص محرم انجام مىدهد اعتبار ندارد تا آن شخص از احرام بيرون آيد و چون از احرام بيرون آمد حق دارد مجدداً با زنى از زنها ازدواج نمايد » طبق اين معنى ، ضمير « خطبها » به كلى زن بازمىگردد ( نه همان زنى كه قبلًا در حال احرام با او ازدواج كرده است ) و اين معنى بسيار مستبعد است ، چون جاى چنين توهمى نيست . آيا هيچ مسلمانى احتمال مىدهد كه اگر كسى به مكه رفت و در حال احرام ازدواج كرد ديگر حق نداشته باشد با هيچ زنى ازدواج كند تا حضرت در مقام دفع اين توهم برآيند و بفرمايند « فاذا أحلّ خطبها ان شاء » . ولى اگر بگوييم خطبها ، يعنى همان زن را خواستگارى كند ، هيچ خللى در معناى روايت پيش نمىآيد و معناى روايت چنين مىشود « شخصى كه محرم شده اگر ازدواج كند اعتبارى بر ازدواجش نيست تا از احرام بيرون بيايد و پس از خروج از احرام مىتواند ازدواج كند ، بنابراين ، اگر خواست با آن زن ازدواج كند مجدداً اقدام به خواستگارى و عقد مىنمايد . طبق اين معنى « فاذا أحلّ خطبها ان شاء » دو نكته را مىرساند . الف : ازدواج قبلى موجب حرمت ابدى نمىشود . ب : پس از محل شدن عقد قبلى صحت پيدا نمىكند بلكه مراد از " حتى يحل " اين است كه اگر خواست مجدّداً اقدام به خواستگارى كرده و ازدواج نمايد . پس اين روايت دلالت مىكند كه ازدواج در احرام موجب حرمت ابدى نمىشود كه البته به جهت جمع بين روايات آن را به صورت جهل يا جهل و عدم دخول حمل كردهاند .